|
بعضی حسها در آدمی غریباند؛ انگار هیچ تعریفی ندارند یا نمیشود به آسانی تعریف
شان كرد. اگر كسی از تو بپرسد <وطن پرستی یعنی چه؟> شاید بتوانی برایش توضیح دهی كه
نوعی دوست داشتن غریزی است؛ عشق به میهنات، اما شاید هیچ وقت نتوانی برای او توضیح
بدهی كه چه اتفاقی در تار و پود وجودت میافتد وقتی میبینی بخشی از سرزمین تو را
در نقشههای جهانی، به نام دیگران زدهاند. نمیتوانی توصیف كنی احساسات را وقتی
میدانی اینجا وطن توست، آب و خاكی است كه ریشههایت در آن رشد كردهاند، اما حالا
عدهای میخواهند نام بیگانه خود را رویش ثبت كنند. راستی چگونه میتوانی حال خودت
را توصیف كنی وقتی میشنوی به خلیج فارس میگویند خلیج عرب؟ وقتی در اجلاس خارجی
نشستهای و میشنوی كه سخنران از پشت تریبون، گوشهای از مملكت تو را به نام خودش
میخواند؟ چگونه میتوانی بگویی چه خشمی توی خونات میدود و تو را وادار میكند
زنگ مقابلات را به صدا درآوری و با آرامشی تصنعی، تذكر بدهی: <خلیج فارس، لطفا!>
اینها را فقط من و تو میدانیم؛ مایی كه هر روز با دلهره، سری به سایت اینترنتی
اعتراضمان میزنیم و آمار امضاءهای جمع آوری شده را دنبال میكنیم. دست ما خالی
است انگار مقابل دستهای پر از پولی كه خوب خرج میكنند تا اعتبار جهانی بخرند؛
آنهم نه فقط از كیسهی خودشان، كه اعتبارشان را از آب و خاك ما وام میگیرند!
در دقایق آخری كه این گزارش را مینویسم، ساعت 7 بعد از ظهر روز دوشنبه 8 اردیبهشت
1387، دو روز مانده به روز ملی خلیج فارس، به سایت رسمی جمع آوری امضای اعتراض
ایرانیان نسبت به اقدام غیراخلاقی و ناعادلانه <گوگل ارث> سر میزنم. با حروف درشت
در صفحه اول نوشته شده است:
Total Signatures
یعنی تا این لحظه، 586 هزار و 753 امضا از طرف ایرانیان جمع شده
است. این روزها خیلیها میدانند كه ماجرا از چه قرار است. گوگل كه از معروفترین
موتورهای جستجوگر اینترنتی است، زیرشاخهای دارد به نام <گوگل ارث> كه در واقع،
نقشه ماهوارهای هر نقطه از كره زمین را به شكلی جذاب و دیدنی، در اختیار كاربران
قرار میدهد. متاسفانه این بار، گوگل ارث نام <خلیج فارس> را جعل كرده و عنوان
بیگانه <خلیج عرب> را در نقشهاش ثبت كرده است.
این اقدام تازهای نیست. اگر اتفاقات مشابه در نیم قرن اخیر را ندانی یا از یاد
برده باشی، یقینا نمونههای جعل نام خلیج فارس در سالهای اخیر را هنوز به یاد
داری. روزی كه شنیدی در ظروف غذایی حجاج ایرانی خانه خدا، عبارت <<Arabian
Gulf به كار برده شده و یا در سال 83 در دوحه،
پایتخت قطر، مسابقات را <جام خلیج عربی> نامیدند؛ و از همه پر سر و صدا تر، مجله
نشنال جئوگرافیك <<National
geographic كه یك مقاله وزین را بخاطر یك اشتباه كوچك در یك اسم، پس
میفرستاد، این بار اعتبار علمی خود را زیر پا گذاشت و در كنار نام <خلیج فارس>،
عبارت <خلیج عربی> را نوشت و حتی جزیره كیش را <قیس> و لاوان را <شیخ شعیب> نامید
كه البته بعدها با اعتراض ایرانیان مجبور به اصلاح آنها شد.
رسانههای غربی هم آتش بیار معركه شدهاند. خبرگزاری <سی.ان.ان> و <بی.بی.سی> بارها
عبارت <خلیج عربی> و یا <خلیج> را به كار بردهاند و در جواب اعتراض شدید ایرانیان
گفتهاند كه چون از دو طرف تحت فشارند، از عبارت <خلیج> استفاده میكنند. شاید كمتر
كسی بداند كه تلویزیون انگلستان فروردین 84، در برنامهای به نام <تمدن
بینالنهرین>، از خلیج فارس با نام <خلیج عربی> نام برد. تلویزیونهای آمریكا هم
چند سال پیش، در حالی پیام تبریك كریسمس سربازان آمریكایی از خلیج فارس را هر ده
دقیقه یك بار پخش میكردند كه در پایان تمامی پیامها، سربازان مكان خود را <خلیج
عربی> معرفی كردند.
بعضی از نشریات معتبر علمی از جمله
Nature
هم <خلیج عربی> را به كار بردهاند.
غیر از شركتها و موسسات، حتی افرادی كه وامدار كمكهای مالی اعراب هستند هم در
جاهای مختلف و به بهانههای مختلف، نام خلیج فارس را جعل كردهاند.
جعل نام از كی آغاز شد؟
برای خیلیها این سوالات پیش می آید كه به راستی چه كسانی، از كی و چرا، خواستند
نام <خلیج فارس> را تغییر دهند؟ این كار با چه انگیزههایی شروع شد و چگونه ادامه
پیدا كرد؟ آیا به راستی مدارك و مستندات تاریخی وجود دارد كه این ادعای ضد ایرانی
را اثبات كند؟
ظاهرا یكی از ریشههای جعل نام <خلیج فارس> را باید در خاك كشور همسایه، عراق پیدا
كرد: نام جعلی <خلیج عربی>، پس از كودتای <عبدالكریم قاسم> در سال 1958 میلادی
(1337 خورشیدی) در عراق توسط او به كار رفت كه با اعتراض دولت وقت ایران روبرو شد و
این عملا آغاز جنگ تبلیغاتی بین دو كشور بود.
محمدرضا سحاب، مدیر موسسه جغرافیایی و كارتو گرافی سحاب در این باره میگوید:
- عبدالكریم قاسم بر آن شد تا به خیال خود، نام خلیج فارس و خوزستان را از نقشه
جهان حذف كند! به همین منظور در كتابها، نقشهها و سایر مدارك و حتی كتابهای درسی
مدارس عراق، نامهای مورد بحث حذف و اسامی جعلی جایگزین آن شد. نكته قابل توجه
اینجاست كه آن زمان حتی كشورهای عربی منطقه و شیخنشینهای خلیج فارس هم به این عمل
عبدالكریم قاسم اعتراض كردند و تصمیم او را نپذیرفتند.
اما این فقط آغاز ماجرا بود. در اول مرداد سال 1339 (23 ژوئیه 1960) كه شاه ایران
در یك مصاحبه مطبوعاتی اعلام كرد ایران از مدتها پیش، اسرائیل را به رسمیت شناخته
است! بهانه به دست جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر افتاد. عبدالناصر نیز در چهارم
مرداد ماه همان سال (25 ژوئیه 1960 میلادی) به دنبال اختلافاتی كه در گذشته با شاه
ایران داشت، ضمن سخنرانی شدید اللحنی علیه ایران در اسكندریه، خلیج فارس را <خلیج
عربی> نام گذاشت و شاه ایران را متهم به همكاری با استعمارگران در بحران كانال سوئز
كرد. نتیجه این موضعگیری، قطع رابطه با ایران و اخراج سفیر و اعضای سفارت ایران در
قاهره بود. عبدالناصر كه رهبری اتحادیه عرب را نیز عهده دار بود، اعلام كرد: <از
این پس خلیج عربی به جای خلیج فارس به كار برده خواهد شد و خوزستان نیز كه سابقا
<عربستان> نامیده میشد، جزء لاینفك سرزمین اعراب خواهد بود.>
سحاب در این باره میگوید:
- صدور چنین اعلامیهای، مساله را از اظهار نظرهای شخصی، به موضوعی عمومی و رسمی
تبدیل كرد و همه اعراب، چه آنهایی كه در همسایگی این دریا قرار داشتند و چه آنهایی
كه دور از منطقه بودند، درگیر این موضوع شدند.
به این ترتیب، كشورهای عربی با دستورالعمل اتحادیه عرب، مجبور به استفاده از نام
مجعول و ساختگی <خلیج عربی> شدند و به نوعی، در مقابل ایرانیان قرار گرفتند.
متاسفانه كشورهای حوزه خلیج فارس كه روابط دوستانهای هم با ایران داشتند و در
نقشهها، اسناد و مكاتبات، نام صحیح <خلیج فارس> را به كار میبرند، به تدریج نام
ساختگی <خلیج عربی> یا <خلیج> را جایگزین <خلیج فارس> كردند.
این موضوع در گذر سالها، جنبههای تازهای به خود گرفت و مخالفان خلیج فارس،
راههای تازهای برای ثبت جهانی نام جعلی خلیج عربی پیدا كردند. كشورهای عربی به
پشتوانه دلارهای نفتی و اتحادیه نوپای عرب، دل و جرات بیشتری پیدا كردند و تا آنجا
پیش رفتند كه با كمكهای مالی و پرداخت پولهای كلان به رسانهها از جمله جراید،
شركتها و موسسات جغرافیایی و كارتوگرافی اروپایی و آمریكایی، از آنها خواستند كه
در اسناد و مكاتبات خود، از نام جعلی <خلیج عربی> استفاده كنند. حتی كتابها و
نقشههای ارسالی به كشورهای عربی، توسط گمرك و پست بازرسی میشد و هرگاه عبارت صحیح
<خلیج فارس> در نشریهای یا در كتاب و نقشهای به كار رفته بود، آن را توقیف یا
مسترد میكردند. متاسفانه این عمل ناشایست هنوز هم ادامه دارد.سحاب میگوید:
- سالها بعد، با وجود <قرارداد الجزیر> بین ایران و عراق، صدام حسین تكریتی به
خود اجازه داد كه آن قرارداد را پاره كند، خوزستان را جزیی از سرزمین اعراب بخواند
و به ایران حمله كند. امروز شیخنشینهای جنوب خلیج فارس هم كه در گذشته نه چندان
دوری، جزیی از خاك ایران بودند و بیش از 40 سال از تاسیس آنها نمیگذرد، ادعای واهی
بر جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ و كوچك و ابوموسی دارند.
سحاب به مدرك تاریخی قابل توجهی اشاره میكند:
- اطلس بسیار جالبی از نقشه قدیمی و تاریخی موجود است كه توسط دكتر <احمد سوسه>،
استاد دانشگاه بغداد، با عنوان <اطلس العراق فی الخواط القدیمه> در بغداد چاپ و در
سال 1959 منتشر شده است. در این اطلس نقشههای بسیاری از آغاز تاریخ تا پایان دوره
اسلامی ارائه شده كه در تمامی آنها نام <بحر فارس> یا <خلیج فارس> یا <سینوس
پرسیقوس> (سینوس پرسیكوس) آمده است. اما در چاپ دوم این اطلس كه مدتی بعد از
كودتای قاسم چاپ شد، اسامی <فارس> و <فارسی> را در روی نقشهها مخدوش كردهاند و
بطرز ناشیانهای كلمه <عرب> یا <عربی> را به جای آن نوشتهاند!
همانگونه كه عراقیها عمل كردند، مصریها نیز با وجود مخالفت دانشمندان و
جغرافیدانان خود با نظر دولت متبوع، به <خلیج فارس و خوزستان زدایی> كتابها و
نقشههای خود و جعل اسامی پرداختند كه تاكنون نیز ادامه دارد.
سحاب میگوید:
- كتابها و اطلسهای منتشره در كشورهای عربی كه بعد از دستورالعمل اتحادیه عرب
چاپ و منتشر شدهاند و مقایسه آنها با آثار گذشته همان كشورها نشان میدهد كه در
كتابهای درسی، نقشههای جغرافیایی، اطلسها و سایر كتابها و نشریات كشورهای عربی،
نام <خلیج فارس> را به اسامی مجعول <الخلیج العربی> و یا <بحر العربی> تبدیل
كردهاند. متاسفانه این جعل و تحریف، به اسناد و نقشههای تاریخی معتبر و قدیمی نیز
كشیده شده است.
تحت تاثیر دلارهای بادآورده!
همانطور كه اشاره شد، نام خلیج فارس، منحصرا توسط كشورهای عربی جعل نشد. شركتها و
موسسات جغرافیایی و انتشاراتی سایر كشورهای اروپایی و آمریكایی نیز بیكار نماندند؛
البته بیشتر به این دلیل كه نتوانستند مقابل مبالغ پیشنهادی كشورهای عربی، وسوسه
نشوند. عربها با نفوذ در این موسسات و پرداخت مبالغ قابل توجهی به آنان، از
راههای مختلف سعی كردند اینطور وانمود كنند كه نام این پهنه آبی <خلیج عربی> بوده
است. متاسفانه بسیاری از موسسات مذكور هم تحت تاثیر دلارهای بادآورده قرار گرفتند و
به تحریف و جعل اسامی تاریخی پرداختند. اما محمدرضا سحاب در این مورد به استثناهایی
هم اشاره میكند:
- بسیاری از موسسات علمی، پژوهشی و دانشگاهی كه از حیثیت و اعتبار خاص برخوردارند،
زیر بار این تهاجم نرفتند و حاضر به پذیرش <بخشش>های بیحساب عربها نشدند و نام
خلیج فارس را در آثار جغرافیایی و تاریخی خود حفظ كردند. مثلا موسسه انتشاراتی بریل
(Brill) در لایدن در <اطلس تاریخ اسلام> خود، همواره نام خلیج فارس
را بكار برده است كه تصویر آن موجود است. او ادامه میدهد:
- در ایالات متحده آمریكا، موسسات انتشاراتی كمتر زیر فشار و بخششهای مالی عربها
قرار گرفتند، ولی بالاخره دیدیم كه موسسه معتبر <نشنال جئوگرافیك> كه در گذشته حتی
از قبول مقالات با نامهای مجعول هم خودداری میكرد، در آبانماه 1383 با جعل نام
<خلیج همیشه پارس> و جزایر ایرانی، جنجالی بر پا كرد؛ هر چند كه بالاخره با تلاش
ملت و دولت ایران و با پافشاری ایرانیان خارج از كشور، مجبور به عقبنشینی شد و در
اصلاحیه اینترنتیاش، اشتباه خود را تا حدی قبول كرد.
انگیزههای پلید
اما موضوع ولخرجیهای گزاف برای خرید غیرقانونی نام خلیج فارس، فقط یك سوی ماجراست.
حتما انگیزههای دیگری هم برای برخی دیگر هست. سحاب درباره انگیزه كشورهای عربی و
قدرتهای بزرگ از جعل نام خلیج فارس میگوید:
- بدون تردید، این كارها بر اساس نیات جهان گستری و ناسیونالیسم افراطی سران برخی
از كشورهای عرب و اهداف استعمارگرایانه كشورهای غربی شكل گرفته است. یعنی این
دانشمندان نیستند كه واقعیات را وارونه نشان میدهند، بلكه این دولتهای زیاده خواه
و استعمارگرند كه به قصد گسترش دامنه استعمار خود، واقعیات را جعل میكنند تا ملل
مختلف را رو در روی یكدیگر قرار دهند و از اوضاع نابسامان و متشنج منطقه، به سود
خود بهرهبرداری كنند.
او ادامه میدهد:
- ایجاد اختلاف بین مسلمانان ایرانی و عرب به سود قدرتهای بزرگ، استعمارگران و در
نهایت به نفع رژیم صهیونیستی است. این مجموعه كه دارای مشتركات فراوانی هستند،
منافع سیاسی و اقتصادی خود را در منطقه خاورمیانه در ایجاد نفاق و تفرقه بین
مسلمانان میدانند. بخصوص پس از انقلاب اسلامی، موضوع درگیریهای بین اعراب و
اسرائیل را به درگیریهای بین ایران و اعراب كشاندهاند، تا هم اسرائیل نفس راحتی
بكشد و هم از این راه، با استهلاك نیروهای مسلمانان (ایران و عرب)، آنها را ضعیفتر
كنند. ترغیب و تشویق صدام برای حمله به ایران و بعدا به كویت، دقیقا در این راستا
صورت گرفت و دیدیم كه چه زیانها و صدمات بزرگی بر پیكر هر سه كشور وارد آمد و در
مقابل چه منافع عظیمی حاصل اسرائیل و امپریالیسم شد.
* * *
نزدیك غروب است. حالا حتما آخرین اشعههای خورشید، تن آبی خلیج فارس را نوازش
میدهد. باز هم به سایت اعتراض ایرانیها سر میزنم. تعداد امضاها لحظه به لحظه
بیشتر میشود: 587 هزار و 140 خوشحال میشوم اما این رقم باید به یك میلیون نفر
برسد تا بتوان برای گوگل ارسالش كرد. فكر میكنم اگر در خانههای همه ایرانیها
كامپیوتر و اینترنت بود، اگر همه میتوانستند به این سایت بروند و اعتراض كنند، آن
وقت حتما چشمهای صاحبان گوگل از حدقه بیرون میزد:
Total
Signatures!!!
***
برای امضای اعتراض به این نشانی اینترنتی مراجعه كنید:
www.petitiononline.com/mod-perl/signed.cgi?sos |