|
خبرگزاری میراث فرهنگی_
کتاب_
محسن ظهوری_ به كارگیرى واژهای مجعول از سوى برخى كشورهاى
حاشیه "خلیج فارس" و غرب بحث تازهاى نیست.
این كشورها هراز چند گاه و به مناسبتهاى مختلف تلاشهایى برای تثبیت این نام
بىهویت داشته و دارند اما هیچیك از این اقدامات تا این اندازه تحیرآور نیست كه
موسسه "نشنال جئوگرافیك" با 118سال قدمت و بیش از 250 میلیون مخاطب جهانى به عنوان
یكى از سازمانهاى بزرگ علمى و آموزشى در جهان، چنین اشتباه عمدی فاحشی را انجام
دهد.
این موسسه در اقدامى تعجب برانگیز در نسخه 416 صفحهاى اطلس جدید خود كه در (اول
اكتبر 2004) منتشر كرد، از نام مجعول "خلیج عربى" استفاده كرد.
این اقدام چنان سیاسی بود كه با اعتراضات شدید ایرانیان داخل و خارج كشور مواجه شد
و در نهایت عذرخواهى ساده نشنال جئوگرافى و قول اصلاح این اشتباه را به دنبال
داشت.
اگرچه این روند هنوز از سوی برخی رسانههای غرب و رسانههایی كه به دنبال اهداف خاص
مغرضانه هستند؛ ادامه دارد اما این همه از مسئولیت ما در وظیفهای كه د ر دفاع از
هویت ایرانی خود و سرزمینمان چیزی كم نمیكند.
فرارسیدن روز ملی خلیج فارس ( 10 اردیبهشت) بهانهای شده است تا نشستی
برگزار كنیم با برخی از استادانی كه در این حوزه مطالعاتی داشتهاند.
در این نشست كه به دعوت موسسه سحاب در محل این موسسه برگزار شد؛ دكتر محمدحسن گنجی
استاد دانشگاه تهران؛ رییس و بنیان گذار هواشناسی و ملقب به مرد هواشناسی جهان،
دكتر بیژن اسدی استاد دانشگاه علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه شهید بهشتی؛ محقق مسایل
خلیج فارس و خاورمیانه، دكتر امیر احمدیان استاد بازنشسته دانشگاه تهران و متخصص
آسیای میانه؛ خاورمیانه و خلیج فارس، علی بابا عسگری عضو بخش تحقیقات موسسه
كارتوگرافی و جغرافیایی سحاب، مهندس محمدرضا سحاب مدیر موسسه كارتوگرافی و
جغرافیایی سحاب و دكتر فرهاد فخاری استاد دانشگاه معماری و شهرسازی دانشگاه شهید
بهشتی حضور داشتند. بخش دوم این میزگرد را سه شنبه بخوانید.
زهرا حاجمحمدی:
اگر بخواهیم تاریخچه تغییر نام خلیج فارس را مرور كنیم به سالهای
دوری باید بازگردیم كه نماینده سیاسی كشور انگلیس، چارلز بوگیو، فكر می كنم
حول و حوش سالهای 1966 در كتابی برای نخستین بار نام خلیج عربی را در كتاب خود به
كار میبرد.
بعدها به دلیل حساسیت استراتژیك این منطقه چه در مسایل سیاسی یا اقتصادی بهانهای
به دست خارجیها میافتد تا هر بار با علم كردن نام خلیج عربی دستیابی به اهداف
شومشان را آسانتر كنند.
در این میان مطبوعات و رسانههای این كشورها نیز بیكار ننشستند و هر بار و به هر
وسیلهای موضوع تغییر نام خلیج فارس را دستمایه مطالب خود قرار دادند
و با آوردن نام خلیج عربی سعی در گسترش این نام داشتند.
پس موضوع بهره برداری از نام این دریای همیشه ایرانی موضوع تازهای نیست كه بر اثر
اختلافات كنونی ایران با كشورهای غربی یا برخی كشورهای عربی باب شده باشد بلكه بیش
از 40 سال است كه ما را درگیر كرده است.
آقای دكتر گنجی به نظر شما چرا خلیج فارس تا این اندازه مورد توجه جهان قرار گرفته
است. این دریا چه موقعیتی دارد كه هم به لحاظ آكادمیك و هم به لحاظ سیاسی كشورهای
مختلف روی آن تا این اندازه وسواس و تمركز دارند؟
محمدحسن گنجی: جهان تكنولوژیك امروز به دو مسئله نفت و گاز بستگی دارد .
قسمت اعظم این امر منبع بزرگ نیرو در منطقه خلیج فارس متمركز است. نخستین بار نفت
در حاشیه خلیج فارس در منطقه خوزستان و در اوایل قرن بیستم پیدا شد.
در زمان جنگ اول جهانی اهمیت آن به دنیا ثابت شد كه نفت میتواند جای زغال سنگ را
بگیرد. اعم از اینكه از طریق دریا و با كشتی باشد یا از طریق زمین و توسط قطار.
در قرن بیستم بود كه نفت كمكم جای زغال سنگ را گرفت و سرزمینهای نفتخیز مورد
توجه دنبا قرار گرفتند . این مساله به اینجا منتهی شد كه از جمیع منابع موجود
برآورد شده جهان در حدود 65 درصد نفت و 30 درصد گاز جهان در همین حول و حوش خلیج
فارس است .
الان بزرگترین تولیدكنندگان و صادركنندگان نفت دنیا عربستان، كویت، ایران و دیگر
كشورهای حاشیه خلیج فارس هستند .
تمام دنیا درحال حاضر زندگی و تكنیكشان وابسته به این نیرو است . به این جهت منطقه
خلیج فارس در قرن بیستم مورد علاقه قرار گرفته است .
اینجا دو مسئله مطرح است. یكی نام خلیج فارس و دیگری مساله اهمیت خلیج فارس است.
من درباره اهمیت این منطقه صحبت میكنم كه طبق آمارهای موجود درصد عمدهای از منابع
نیروی آسیای شرقی از خلیج فارس تامین میشود ژاپن برای ایجاد نیرو حدود 80 درصد به
خلیج فارس متكی است.
اروپا و آمریكا هم به همین طریق وابسته به آن هستند. از طرف دیگر همین منطقه در طول
قرن 18 و 19 مورد نظر استعمارگران اروپا بوده و بیش از همه انگلیس در این مناطق
نفوذ میكرده است.
مسئله حمله استعماری اروپا به مشرق زمین توسط اسپانیا و پرتغال در حاشیه جنوب
اقیانوس هند شروع شده بعدها هلندیها و انگلیسیها آمدند. با آمدن انگلیس اهمیت
نفوذ دیگر كشورها از بین رفت.
وقتی ما به نقشه پیش از جنگ دوم جهانی نگاه كنیم میبینیم كه قسمت عمده سرزمینهای
وسیع دنیا به رنگ امپراطوری انگلیس است .
تمام استرالیا، تمام شبه قاره هند، تمام بیرمانی و كشورهای همجوار هندوستان و قسمت
عمدهای از خاورمیانه حاشیه خلیج فارس. نه به صورت مستملكه بلكه با قدرت استعماری
غیرمستقیم از طریق معاهداتی كه با شیخ نشینان در اواخر قرن 18 و قرن 19 بسته شد؛
تمام كانادا به رنگ امپراطوری انگلیس بوده است.
پیشرفت این امپراطوری به بهرههایی كه از آن میبرده بستگی داشته است. لندن در قرن
20 بزرگترین بررسی اقتصادی جهان به شمار میرفت و سرنوشت صادرات و واردات دنیا در
لندن معین میشد. بعد از انگلیس؛ فرانسه و آلمان و بلژیك هم وارد منطقه شدند. به
هرحال بعد از دو جنگ جهانی اهمیت نفت و گاز را برای آنها مسلم كرد. خاورمیانه
مهمترین منبع زیرزمینی نفت و گاز را در بردارد.
زهرا حاجمحمدی:
پس با توجه به صحبتهای شما كشورهای مختلف به دنبال منابع مختلف خلیج فارس، دخل و
تصرفاتی در منطقه میكردند. این دخل و تصرفها از منابع آغاز شد و به نام آن رسید.
محمدحسن گنجی: تا حدی درست است ولی تغییر نام خلیج فارس به خاطر
توسعهگرایی ملت عرب بود. این مساله از زمانی كه جغرافیا به وجود آمده و
جغرافیدانها نوشتهاند اطلاعات راجع به سطح كروی زمین را به سطح كاغذ بیاورند و به
هر كجایی كه برمیخورند اسم دریاها را به نزدیكترین زمین آن مینامیدند.
مثل دریای چین دریای هند یا غیره. این دریایی كه به جنوب ایران چسبیده به خاطر
نزدیكی به پارس اینگونه نامیده شده است. در تمام نقشههای دنیا نام این خلیج فارس
اینگونه بوده است.
اشاعه نام خلیج فارس از زمان جنگهای ایران و یونان بروز میكند. از همان زمان
خلیج فارس به عنوان "سینوس پرسیكوس" در تمام نقشههای یونانی آمده در نقشههای
جغرافیدانان مسلمان قرون سوم و چهارم بعداز اسلام كه دوران درخشان امپراطوری اسلامی
در دوره عباسی بوده همه جغرافیدانان این دریا را بحر فارس گفتهاند.
بعدها به اینجا خلیج فارس گفتیم چون بر ما مسلم شد كه این آبها؛ زایدهای از
اقیانوس بزرگتری است. تمام جغرافیدانان مسلمان خیال میكردند دنیای موجود و مسكون
همان قسمتی است شامل بر قدیم و تكهای از آفریقا. میگفتیم دور تا دور این خشكی را
دریایی به دریای محیط از این دریا دوزایده به داخل خشكی نفوذ پیدا میكند.
منظورشان بحر فارس و بحر روم كه همان مدیترانه است؛ بود. در انقلاب مصر در سال 1952
مسئله ملیگرایی روی كار آمد اعراب به دنبال هویت تاریخی گشتند.
عبدالناصر نخستین كسی بود كه فكر جانشین كردن خلیج عربی به جای خلیج فارس را مد
كرد. این موضوع مورد استقبال اعراب قرار گرفت و همان موقع هم اعتراض ایران را به
همراه داشت.
در ایران دوره پهلوی گرایش علنی به فرهنگ قدیمی و ماقبل اسلام ایران بود. دولت
پهلوی با فرهنگ زبان و سوابق علمی عربی میانهای نداشت. برای همین در مقابل این
كار، اعراب سعی كردند تا نامهای فارسی بگذارند. مثلا به جای شط العرب، اروند رود
را بگذارند. از همان تاریخ؛ سیاست كشور بر این شد تا نام خلیج فارس را پایدار نگه
دارد و در اضمحلال اسم خلیج عرب تا آنجا كه میتواند بكوشد و با دلایلی علمی بیجا
بودن ادعای آنها را ثابت كند.
در آن تاریخ ما به اندازه حالا درباره خلیج فارس در نقشههای دنیا اطلاعی نداشتیم
تا اینكه مرحوم سحاب همت عالی به خرج داد و بزرگترین اطلس خلیج فارس را در بیش از
35 سال پیش منتشر كرد و تمام نقشههایی كه در موسسه سحاب موجود بود را در این كتاب
عرضه كرد.
زهرا حاجمحمدی: آقای
دكتر اسدی، رضاخان در واقع نخستین كسی بود كه نام "پرشیا" یا "پرشین"
را كنار گذاشت و نام ایران را به صورت بینالمللی روی این سرزمین گذاشت. میگویند
این اقدام او تحت نفوذ و فشار آلمانها و انگلیسیها بوده است. نظری هم وجود دارد
مبنی بر اینكه اغلب كشورها اسمهای دونامه دارند یعنی یك نام كه در كشور خودشان
رایج است و یك نام كه در به عنوان نام بین المللی مورد استفاده قرار میگیرد. شاید
وقتی نام ایران در مجامع بینالمللی به "ایران" تغییر میكند؛ بابی باز میشود برای
كسانی كه منتظر فرصت بودند تا نام پرشین گلف (خلیج فارس) را به خلیج عرب تغییر
دهند. به نظر شما این روایت مستند است؟
بیژن اسدی: یكی از معدود اقدامات ناسیونالیستی ملی مان تغییر نام از
پرشیا به ایران بود. سیاست خارجی ایران در سالهای آخر پهلوی اول و رفتن به سمت
آلمان نازی و ارتباط خیلی نزدیك ایران با آن كشور، یكی از شواهدی است كه نشان
میدهد اعتقادات ناسیونالیستی رضا خان باعث این حركت شده بود.
در همان زمان رقابتی بین ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم عربی به وجود میآید.
تغییر نام خلیج فارس هم به خاطر رقابت بین این دو ناسیونالیسم است .
زهرا حاجمحمدی: برخی
از كارشناسان معتقدند این اقدام رضاخان اقدام مثبتی نبوده برای اینكه در حال حاضر
در مجامع بین المللی "ایران" با "عراق" به خاطر تشابه اسم لاتین آن یكی شمرده
میشود. حتی برخی تلاشها هم انجام شد در این باره كه به سمتی برویم كه دولت و مجلس
را متقاعد كنیم تا نام "پرشیا" را دوباره به عنوان نام بین المللی
كشورانتخاب شود.
بیژن اسدی: نام درست "پرسیا" است. به هر حال من چنین اعتقادی ندارم كه در
این تحلیل دیدگاههای خاص سیاسی نهفته است. به نظر من باید با این قضیه برخورد واقع
بینانه و منطقی انجام شود. این شبههای كه بین نام ایران و عراق (ایراك) به وجود
آمده دلیل منطقی ندارد. این تشابه به اسم میتواند در هركجای دیگر به وجود بیاید.
به اعتقاد من این نوع برخورد با ایران تابع شرایط سیاسی است.
محمدرضا سحاب: من اعتقاد دارم كه دو اسمی شدن ایران باعث به وجود آمدن
انقلابی در فرهنگ غربیها نسبت به ما شد. كتابهایی در طول هزاران سال تهیه شده بود
و در آنها از ما به اسم پرشیا یاد كرده بودند اما امروزه وقتی اروپاییها و
امریكاییها به این كتابها نگاه میكنند نمیدانند پرشیا كجاست. پرشیا برای آنها
كشوری است كه تمام شده؛ درست است كه از زمان قدیم ایران بوده ولی غربیها؛ ایران را
به ایران میشناسند.
زهرا حاجمحمدی:
آقای احمدیان نظر شما در اینباره چیست؟
امیر احمدیان: من با نظر دكتر اسدی موافق هستم ولی در زمینه نام پرشیا و
ایران باید بگویم كه بخشی از ایران پارسی بوده كه پرشیا ترجمه شده است. حال آنكه
ایران نام كهنتری است. اینكه كشوری تلاش كند تا نام خلیج فارس را به خلیج عربی
تغییر دهد؛ برای این است كه كشورهایی كه هویت نداشتند و تازه متولد شدهاند؛
میخواهند دارای هویت شوند.
همه اینها یك زمانی در قالب امپراطوری ایران بودند اما به محض جدا شدن خواستند كه
برای خودشان شخصیت و هویت بسازند. نخستین اقدام آنها هم این است كه نامهای تاریخی
را مصادره كنند تا هویتی برای خودشان پیدا كنند.
از زمانی كه ما به موضوع ناسیونالیسم ایرانی كمتر پرداختیم، بعضی مشكلاتمان شروع
شد و دشمنان و كسانی كه در خارج از كشور مترصد بودند؛ شروع به مصادره نامهای ما
كردهاند.
ما تازه به این فكر افتادهایم كه بولوار یا خیابانی را به نام "خلیج فارس" نام
گذاری كنیم كه البته همان هم جلوی چشم مردم نیست. اینكه چرا خلیج فارس اهمیت دارد
یك جنبه تاریخی است و دیگر آنكه جنبه اقتصادی آن هم اهمیت فراوان دارد.
67 درصد نفتی كه به غرب میرود از خلیج فارس خارج میشود. براساس گزارش آژانس
بینالمللی انرژی در سال 2005 تا 30 سال آینده هنوز نیاز به هیدروكربن برای انرژی
افزایش خواهد یافت .
كشورهای تولیدكننده اقتصادهای بزرگ جهان مثل آمریكا كه روزانه 21 میلیون بشكه نفت
مصرف میكنند و در داخل فقط 9 میلیون بشكه نفت تولید میكنند، نیاز به واردات نفت
دارند. در این میان تنها جایی كه قابل دسترسی و آسان است خلیج فارس است. خلیج
فارس از نظر نظامی هم مهم است جایی است كه دو قلمرو؛ یكی دریایی و یكی زمینی؛ در
آنجا با هم برخورد میكنند.
زهرا حاجمحمدی:
آقای عسگری؛ در سالهای اخیر علاوه بر آْنكه نام خلیج فارس مورد تعرض قرار گرفت،
اقدامات متعددی نیزانجام گرفت تا به نوعی دست كم به بحران موجود در منطقه بیفزایند.
به عنوان مثال كشور امارات متحده اقدام به ساخت یكسری جزایر مصنوعی میكند. ساخت
این جزایر به اعتقاد برخی كارشناسان علاوه بر آنكه محیط زیست منطقه را با مشكل
مواجه میكند تا آنجا كه اعراض سازمان محیط زیست ایران را به دنبال دارد، از سویی
شاید اقدامی باشد در مسیر تغییر نقشه جغرافیایی منطقه. فكر میكنید پیامدهای این
اقدامات چیست و چگونه میتوان جلوی آن را گرفت.
آیا تنها با شكایت به یونسكو و طرح آن در رسانهها میتوانیم به هدفمان در حفظ هویت
خلیج فارس برسیم یا باید اقدامات دیگری انجام دهیم؟
علیبابا عسگری: این قضیه كه مطرح كردید تابع اطلاعات بومی است حال آنكه من
دوست دارم درباره بحث تاریخی نام تاریخی خلیج فارس صحبت كنم.
خلیج فارس از قدیمترین ایام در تصرف ایران بوده یعنی از زمان هخامنشیان تا آمدن
اسكندر كه ایران؛ حكومتی جهانی داشت و كلمه پارس نیز از همان زمان كه اسكندر وارد
ایران شد؛ باب شد.
كلمه ایران قدیمیتر از پارس یا پرسیا است و پارس همان مفهوم ایران را میرساند.
ما نقشههای جغرافیایی ایران را از زمان مادها با مرحوم سحاب جمع آوری كردیم و حالا
هم پسرشان كار پدر را دنبال میكند.
در تمام تحقیقاتی كه انجام دادهایم به ایرانی بودن خلج فارس بیشتر پی بردهایم.
ایران در تمام جنوب چه از نظر سیاسی یا اقتصادی یا نظامی مسلط بود. اعراب تا قبل
از اسلام متفرق زندگی میكردند.
پیش از اسلام در سرزمین اعراب جز " یمن" دولتی نداشتند. در جنوب خلیج فارس دولتی
وجود نداشت كه بخواهد نام خلیج فارس را از آن كشور استخراج كنند.
من در اینجا میخواهم پیشنهادی بدهم و آن اینكه بیائیم قراردادهایی كه از زمان
صفویه تا به حال بین ایران و دولتهای اروپایی بسته شده را مطالعه كنیم و ببینیم كه
آیا این دریا به چه اسمی نامیده شده است. بدون شك نامی از خلیج عربی نیامده است.
انگلستان با دولت عمان یا ابوظبی و قطر قراردادهایی را در قرن 19 داشته كه در آنجا
هم نام خلیج فارس آمده است. قرار نیست عبدالناصری پیدا شود و چوب متولد شدن اعراب
را ما بخوریم.
بیژن اسدی: لازم است من توضیحی درباره سوال شما بدهم. كویت در اواخر جنگ
ایران و عراق اقداماتی برای ایجاد جزایر مصنوعی انجام میدهد تا امنیت كویت تضمین
شود. اما درخصوص امارات متحده و دوبی، دو طرح پالم و نخل در آنجا در حال اجرا
است كه بحثی تجاری_ اقتصادی است و در جغرافیای منطقه نمیتواند خللی ایجاد كند.
به نظرم آنچه آنان در ایجاد جزایر مصنوعی انجام میدهد در آبهای سرزمین خودشان و در
عمق خیلی كم است و عواقبی از نوعی كه شما میگویید؛ ندارد.
جدايي از هويت ايراني موجب شكاف در فرهنگ كشورمان شده است/ بخش دوم ميزگرد |